دوشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۴

جایگاه روشنفکر کجاست؟

"اگر افقهای دور را می بینم ، بدین خاطر است که بر دوش بزرگان ایستاده ام . " نیوتن
در بحثهای فراوانی که تا کنون در زمینه ی جریان روشنفکری صورت گرفته است ، هنوز جایگاه روشنفکر و به حسب آن ، وظایفی که برای او مترتب است ، به درستی مشخص نشده اند . به گمانم ، بحث بر انگیز ترین مناقشه ها یی که در زمینه ی روشنفکر ، جریان روشنفکری و مسائل مختلف پیرامون آن صورت می گیرد ، ناشی از اختلافی است که بر سر جایگاه روشنفکر و جریان روشنفکری ( در عرصه ی علوم انسانی و ورای آن ، و در ساختار کلی جامعه ) وجود دارد . هر کس با پیش زمینه ی خود جایگاهی برای روشنفکر در نظر می گیرد و به تقسیم بندیی در این باره دست می زند ، که دیگران آنرا با توجه به پیش زمینه هایی که دارند ، مردود می شمرند .
برخی جایگاه روشنفکر را واسطه ی بین عالِم و عامی و راه انتقال فرآورده های علوم به سطح عمومی جامعه دانسته اند .
اما به گمان من چنین جایگاهی علی الاصول ، نه در جامعه مورد نیاز است و نه هیچیک از روشنفکران تا کنون برای خویش چنین جایگاهی دیده اند . (و نه به واسطه ی چنین بینشی وظایفی که با در نظر گرفتن چنین جایگاهی بر روشنفکر مترتب می شود ، را بر عهده گرفته اند . ) به نظر من ، روشنفکر کسی است که از ورای علوم انسانی و با آگاهی از مجموعه ی پیشرفتهای این علوم و احاطه ی کلی بر آنها ، قادر است افقهای پیش رو را ببیند و بدین واسطه خط سیر کلی محققین و اندیشمندان را جهت دهد و راههای پیش رو را در جلوی آنها بگشاید . (1)
نخستین بار تعبیر درخت علوم را از زبان یکی از دوستان که سخنهایی از دکتر مجتبایی را نقل می کرد ، شنیدم . دکتر مجتبایی تاکید کرده بود ، که برای یافتن چیزهای نو شما مجبورید ، در شاخه های مختلف علوم ، مدام گردش کنید و از این شاخه به آن شاخه بپرید ، تا آنکه خود توفیق یابید شاخه ای کوچک بر این درخت تنومند بیفزایید . به گمان من روشنفکر آن کسی است که شاخه ی اصلیی ، که جهت رشد آینده ی این درخت علوم است ، را معرفی می کند و آنرا به پیش هم می برد . وقتی ایجاد شاخه ای کوچک ، نیاز به آگاه شدن از شاخه های مختلفی دارد ، قطعا در کار روشنفکر نیاز به بررسی وسیع بسیاری از شاخه ها وجود دارد . (2)
---------------------------------------------------------------------
(1) این مطلب با توجه به شکل کلی تحلیل مسائل و سلسله مراتب این تحلیل (solution ,method , methodology, philosophy and approach detection ) ، ( که خود با در نظر گرفتن سلسله مراتب کلی دانش ( data , information ,knowledge , wisdom) به وجود آمده است ) ، به گمان من ، هم در عرصه ی علم (و نیز در عرصه ی فرهنگ و تمّدن ) مورد نیاز بوده است و هم توجه غالب روشنفکران را می توان به همین بحث معطوف دانست . در فرصتی دیگر به بررسی سلسله مراتب تحلیل مسائل خواهم پرداخت .
(2) به برخی روشنفکران ما این ایراد را می گیرند که در عرصه های مختلف علوم وارد می شوند و به اظهار نظر می پردازند . به نظر من مطابق آنچه در بالا گفته شد لازمه ی کار روشنفکر بررسیدن مسائل مختلف در زمینه های گوناگونی است که به نحوی به زمینه ی مورد بررسی روشنفکر مربوط می شود . در تحقیقی که توسط یک گروه ایرلندی در زمینه ی رای گیری اینترنتی انجام شده بود ، دیدم که به واسطه ی ارتباط این مبحث ، آنها به بررسی تاریخچه و فلسفه ی رای گیری ، و در کنار آن تاریخچه و مباحث دموکراسی پرداخته بودند . به گمانم فقط در بررسی فلسفه ی دین ، ما از عرصه های جامعه شناسی ، روانشناسی ، معرفت شناسی و بسیاری دیگر از شاخه های دیگر سر در می آوریم ، بنابراین این ورود به شاخه های مختلف دلیل بر ضعف اندیشه نیست و لازمه ی قوت گرفتن آن است .

۲ نظر:

  1. bazam be bahsaie falsafi residam,
    chon daneshi nadaram nazari nemidam,
    vali ba postaie ghablit kheili hal kardam.
    rasti,update kardam
    bia nazareto be onvane ie pesar bego
    khoshhal misham.

    پاسخحذف