Tuesday, September 13, 2005

نقد چیست؟

باز هم در حاشیه ی سخنان اخیر مصطفی ملکیان

به عمد عنوان این مطلب را سوالی نوشته ام . چون خودم هم تا کنون هرگز به درستی نفهمیده ام ، " نقد" چیست . یکی بگوید آخر تو که نفهمیده ای نقد چیست ، پس چرا ، اینهمه اراجیف می نویسی و اسمش را می گذاری ، " نقد" ؟ والّا ! چه عرض کنم ؟ خودم هم مانده ام .
وقتی از نوشتن این دو سه نوشته ی اخیر که اشتباها اسم "نقد" را یدک می کشید ، فارغ آمدم و نقدهای دوستان را هم دیدم ، تازه فهمیدم که اصلا این چیزهایی که ما می نویسیم و برای خودمان عنوانش را " نقد" می گذاریم ، اصلا نقد نیست .
یکی از نکاتی که به نظرم رسید ، این بود که ما اصلا در این نقدهایمان مشخص نیست که چه چیز را داریم نقد می کنیم . اصلا مشخص نمی کنیم که :
داریم به شیوه ی استدلال طرف ایراد می گیریم ؟ مشی او را در بحث درباره ی آن موضوع غلط می دانیم ؟ نگرش کلی او را در باب این مطلب ناقص می دانیم ؟ به آمارها و مستنداتی که او به آنها استدلال کرده ایراد داریم؟ واگر داریم این ایرادها چه اثری بر کلیت بحث او می گذارند ؟ آنچه طرف نتیجه گرفته است را از مقدماتی که ذکر کرده قابل نتیجه گیری نمی دانیم ؟ به موضوعات اثرگذار دیگری بر این پدیده نظر داریم که معتقدیم نویسنده آنها را نادیده گرفته است ؟
به نظر من ، بالاخره ، باید در نقد مشی کلی خود را مشخص کنیم .
در ضمن ، باید نشان دهیم که از چه دریچه ای به مطلب ِ طرف می نگریم و با توجه به مباحث کدام دانش ، ایرادهای خود را به او وارد می سازیم ؟ یعنی جایگاه نقد خود را مشخص کنیم .
در نهایت باید هدفمان را از این نقد مشخص کنیم . ما کدام گزاره ای را که نویسنده در اثبات درستی آن کوشیده است غلط می دانیم ؟
دیگر این که در هنگام نقد دو چیز را باید در نظر بگیریم :
نخست اینکه مغالطاتی را که از نظر خود در استدلالهای طرف می بینیم ، با بیان دلیل ِ غلط بودن آنها به طرف نشان دهیم .
و دوم اینکه کاملا دقت کنیم که در هنگام نقد دیگران دچار مغالطه نشویم و از شیوه های غلط استدلال دوری گزینیم .
و سخنی دیگر اینکه ، وقتی ما به یک سری مسائل حساسیم و نسبت به زیر سوال رفتن آنها برآشفته می شویم ، واکنشهایمان هرگز منطقی و منصفانه نخواهد بود . در این حالت بدون آنکه بخواهیم ، فضایی ایجاد می کنیم که سخنان خودمان و همه ی طرفهای مقابلمان ، ناچار پر از مغالطه خواهد بود . تا زمانی که ما نسبت به مسائل حساسیت نشان می دهیم و از شنیدن سخنان دیگران برآشفته می شویم ، نمی توانیم خود را عقل گرا و عقلانی بنامیم .