شنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۸۴

جشن سالگرد و دعوای بلاگی

در حالی به چهارمین سال تولد وبلاگ در ایران قدم می گذاریم ، که این چند روز اخیر توی بلاگستان بلبشوئی برپاست ، که نگو و نپرس . معروفترین بلاگرها ، چنان تازیانه سخن رو بر هم می نوازند ، که انگار تا حالا قدرتی رو که در خود احساس می کردند ، بروز ندادند و الان رو موقعی می دونند ، که باید چشم دیگران رو به واقعیات روشن کنند و به همه نشون بدهند که طرف مقابل رو تا حالا فقط تحمل می کردند و هیچ ارزشی برای حرفاش قائل نیستند .
در این حال همگی هم بر برگزاری جشن سالگرد وبلاگ نویسی توافق دارند و خیلی سعی می کنند که یه جوری زودتر این مسائل رو تموم کنند ، تا این جشن آبرومندانه برگزار بشه . پیشنهاد میشه که بلاگرها به هم نون قرض بدهند و شروع کنند به تعریف از هم ، تا این جوری مشکلات فراموش بشه و بعد هم در سایه حوادث مختلف و موضوعات بعدی این جریانات از حافظه ها پاک بشه و بره .
بعدها هم کی پیدا میشه که بیاد و بخواد این مسائل رو بررسی کنه و کامنت های آرشیو های مردم رو نگاه کنه ؟ همه چیز پوشیده خواهد موند و آبروی بلاگستان محفوظ و شان و جایگاهش رفیع .
مثل همه ی چیزهایی که در زندگی روزمره ماها می بینید . اینجا هم همون طوریه ، نه ؟ زندگی ؛ دعوا ؛ آشتی و دیگر هیچ .
میشه مثل همه حوادث تاریخی ما ، که الان هیچی ازش نداریم .
نمی دونم چرا هر جا دعوا میشه ، همه از همدیگه می خواند که همه چی رو فراموش کنند و دیگه ادامه ندهند ؟
می دونید ، شخصا فکر می کنم که این کار یه جور تقلب روانشناسی توی کار مغزه . روانشناسا هم غالبا توصیه می کنند که هر چه سریعتر دعوا رو خاتمه بدی و به چیزهای خوب فکر کنی. ( کتاب هوش هیجانی (emotional intelligence ) ، به عنوان نمونه ) می دونین اینجوری از برخی خواص مغز میشه استفاده کرد و همه چیز رو به شکل خوب خودش برگردوند .
اما به نظر من به عکس ، باید این جریانات رو یه جایی به عنوان قسمتی از تاریخچه وبلاگ ثبت کنیم . به قول گل آقا ، "راه حل مسئله ، پاک کردنش نیست . " باید اونرو بازخوانی کرد ، مشکلاتش رو سنجید و برای آینده به کار گرفت . اینکه همه نون به هم قرض بدهیند مشکلی رو حل نخواهد کرد . باید دید که چگونه این مشکلات به وجود اومد ، چه جوری شد که طرز تفکرها به یکباره اینقدر متفاوت شد و چرا فضا به این سمت چرخید . اینها برای همه ما که فقط گوشه های کوچیک و نا مفهومی از این جریانات رو دیدیم ، درسی بزرگ خواهد بود . برای ادامه زندگی در "وبلاگ آباد" .

۴ نظر:

  1. !سلام محسن عزيز
    خانه ی نو و وبلاگ تازه ات مبارک! شاد باشی

    پاسخحذف
  2. جانی که خلاص از شب هجران تو کردم / در روز وصال تو به قربان تو کردم * * * خون بود شرابی که زمینای تو خوردم / غم بود نشاطی که به دوران تو کردم * * * آهی است کز آتشکده ی سینه برآمد / هر شمع که روشن بشبستان تو کردم == فروغی بسطامی

    پاسخحذف
  3. سلام. مطلب شما درج خواهد شد.
    وبلاگ اطلاع رسانی مراسم بزرگداشت جشن وبلاگها
    http://www.pwa.blogfa.com/

    پاسخحذف