جمعه، دی ۲۷، ۱۳۸۷

تفتیش مطبوعات

دیشب لحظاتی از 20:30 را دیدم. البته تقریباً هر شب اگر فرصت بشود این بخش خبری را می‌بینم. مدام هم اعصابم خرد می‌شود. و من دست آخر نمی‌فهمم این چه علاقه‌ای است که من به خُرد کردن اعصاب خودم دارم.

اما کار دیشب این بخش خبری در نوع خود بی‌نظیر بود. به چند روزنامه (از جمله اعتماد ملی، آفتاب‌یزد و ایران) زنگ زده بودند که چرا شما در ده روز گذشته حوادث غزه را کمرنگ تعقیب کرده‌اید و اخبار صفحه‌ی اول‌تان به این حوادث اختصاص نداشته است؟

به‌جد، این امر یک تحول شگفت‌انگیز است که فقط می‌توانست در شرایط جاری اتفاق بیفتد. من واقعاً نمی‌دانم چه‌گونه واکنشی مناسب این رویداد است و در موردش به چه شکل باید سخن گفت.

با این همه اعمال محدودیت، که هر روز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود؛ بی‌نظیر است که یک “رسانه” را، در “رسانه‌ی ملی کشور” تفتیش عقاید کنند و به محاکمه بکشند که چرا در مورد فلان مطلب آن واکنشی که مطلوب ما بود را نشان نداده‌ای.

واقعاً اگر همین قلیل مطبوعات باقیمانده، و کسانی که در آن‌ها کار می‌کنند، دوست دارند کارشان به قول م.ف. به دیوانگی نکشد، بهتر است تا اوضاع از این حادتر نشده کار را کنار بگذارند و…و… ولا نمی‌دانم بعد از کنار گذاشتن کارشان دیگر چه‌کار باید بکنند. به‌تر است به همان دیوانگی متوسل شوند که “ج” امام صادق (ع) است.

مرتبط:

چالش صدا و سیما با روزنامه‌ها بر سر غزه

چهارشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۷

جهل مرکب

با یک نفر پایان‌نامه هامان را تبادل کردیم. او مطلقاً نفهمید که من چه نوشته‌ام؛ ولی من فکر کردم که فهمیده‌ام او چه نوشته.

پ.ن:در ضمن از میثم خان به سبب کمک‌رسانی شایانی که در امر ایجاد تغییرات در وبلاگ انجام دادند، یعنی در اصل آن تغییرات را انجام دادند، تشکر می‌کنم.

چهارشنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۷

برای دویست وخرده‌ایمین بار

در راستای این که من چیز زیاد می‌گویم و این روزها میزان چیز گفتنم بالا رفته به قدری که همه را عصبانی کرده، و با توجه به این‌که به تجربه ثابت شده که میزان لاگیدن و چیزگفتن در محیط غیرمجازی با یکدیگر رابطه‌ی معکوس دارند، و باز در راستای این که با مدد از جناب مایکروسافت و بهره‌گیری از تول کول ایشان ویندوزلایورایتر بالاخره قفل این وبلاگ لعنتی گشوده شد، بنده حضور مشروط خود را دوباره در این مکان و برای بار دویست‌وخرده‌ای‌اُم پس از ترک و بازگشت و باز ترک و… اعلام می‌دارم.

تقاضای اکید دارم که کسانی که از تکنولوژی‌های جدیدی که تازگی ها در وبلاگ‌نویسی مُد شده مطلع هستند (از قبیل بلاگرول گوگلی جدید، و شرِ گودر را گذاشتن در وبلاگ و غیره) بنده را در جریان  بگذارند، بلکم این‌جا را یک تکانی بدهیم، ببینیم حال پیدا می‌کنیم یک چیزگویه‌هایی بنویسیم در این اوضاع واحوال خوشی که مستولی است بر جان و خان و مملکت و جهان یا نِه.

مشکات دوباره‌ی دخول

خیلی وقته که بلاگر من دوباره از کار افتاده. من‌ام دیگه خسته شدم از بس که بی‌خودی هی بهش ور رفتم.
مشکل اینه که فقط توی خونه‌ی خودمون جواب نمی‌ده. بقیه‌ی جاها درست کار می‌کنه. اشکال هم به احتمال زیاد از ISP‌های مزخرفیه که اینجا بهشون وصل می‌شیم.