جمعه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۷
خواب
خیلی وقته که دوست دارم مهلتی داشته باشم که دربارهی خواب، ماهیتش و اتفاقاتی که حین خواب دیدن توی ذهن میافته، چیزهایی بخونم.
یکی از بچهها که خیلی به حرفاش اعتمادی نیست، میگفت که دو نظریه در مورد خواب دیدن وجود داره. یک نظریه میگه که خواب دیدن زمانی اتفاق میافته که مغز سعی داره، اتفاقات، حوادث و آموختههای امروز را با یافتههای پیشین خودش تطبیق بده. و یک نظریهی دیگه میگه که خواب دیدن زمانی اتفاق میافته که مغز سعی داره حافظههای موقتی و کوتاهمدت رو برای فردا تخلیه کنه و یک محیط تازه برای دریافتهای حسی فراهم کنه.
از دو سال پیش تا حالا که کتاب "جامعهی ذهن"ِ مینسکی رو کپی گرفتم، خیلی سعی کردم بخونمش. اما به خاطر شکل و ماهیت کتاب فقط تونستم گهگاه یکیدو قسمتش رو بخونم.
یکبار سولوژن مقالهای معرفی کرده بود که در اون "حالات ذهن و کارکرد اون با تئوری آشوب توضیح داده شده بود. مقالههایی که معرفی کرده بود از کتاب هم مفصلترند.
دوسه تا مقالهای هم هست از اندرو نیوبرگ و نینا آذری که هر دو سعی کردن حالات ذهنی و روانی موقعیت تجربهی دینی رو بررسی کنن। این موضوعیه که خیلی بهش علاقه دارم و شاید، اگر موفق بشم همه چیز رو کنار بگذارم و پس بزنم، همه چیز رو از نو شروع کنم و رشتهای رو بخونم که بتونم روی پایاننامهای در این مورد کارکنم.
پینوشت: تنها مخاطب فعال ژیاننوشتهای من پیام فرستادهاند که از ژیاننوشتها خبری هست یا نه؟ در این چند ماه اخیر حوادثی دربارهی ژیان رقم خورده که حساس هستند. با توجه به نزدیکی بیش از حد صحبت از ژیان با مباحث مربوط به کارت سوخت، و علیرغم هراس از اینکه با اتکا به این مسئله ما از عوامل دشمن قلمداد شویم، احتمالاً مسائلی در این زمینه ذکر خواهد شد
تصمیم کبری
1- من تصمیم گرفتهام این وبلاگ را زنده کنم. زندهی زنده. و میکنم. حتا اگر به قول یکی از نویسندگان "۴0چراغ" گاهی این احساس را در من ایجاد کند که تنها مخاطب فعالِ مطالبام خودم هستم.
2- فعلاً حال نوشتنِ مطالب خیلی فکر کرده را ندارم. تا اطلاع ثانوی هر چی به فکرم برسد انلاین میآید روی لپتاپ و بعد در اینجا دیده خواهد شد. این امر باعث میشود که تعداد مطالب بالا رود. البته با توجه به اینترنت کماکان ذغالی اینجا ندرتاً بتوانم در روز بیش از دو پست بگذارم.
3- فکر میکنم گسترهی مطالب نسبت به این دو سالی که تقریباً هیچ ننوشتهام خیلی فرق خواهد کرد. فقط امیدوارم این نوشتنها برایم بیش از آنچه تاکنون دردسرساز بوده، دردسرساز نشود.
4- چند وقتی است که دارد علایقام تغییر می کند. دیروز اصفهان رفتم و تمام پولام را دادم کتاب خریدم تا دیگر آن را با همراهی تنی چند از دوستان کباب نکنم و به داخل شکم بفرستم. فکر میکنم این نخستین نشانههای ایجاد شدن یک بیماری روانی جدید در من است! چون تا حالا عمدتا من یا اینترنتی کتاب میخواندهام (توجه: اغلب کتابهای کامپیوتری ایبوک هستند) یا اینکه از کتابخانهای چیزی، رفیقی، شفیقی، غرض میکردهام و میخواندهام. البته کمافیالسابق روحیهی امساک اصفهانی و بیش از آن در من وجود دارد و گمان نمیکنم با این تک گلها بهار شود و ما دست و دل باز شویم. اصلا بگذارید یک مقداری راستش را هم بگویم.
مثلاً در یک مورد مشاهده شد که کتاب "حکومت قانون و غیره و ذلک" آقای طباطبایی قیمتش 9000 تومان است. به جای این کتاب کتابهای زیر خریداری شدند:
"سکوت و معنا" از پسران طیف مقابل.
"مبانی فلسفهی هنر" حال ندارم ببینم از کی.
"شکونتلا" که میگویند گوته خودش را برای این کتاب جر میداده است و اول و آخر کتاب هم هی این را نوشتهاند.
دو سه تا مجلهی داستان و مسخرهبازی و غیره و ذلک. (توی اینا یه مجلهای بود که روی CDش نوشته بود "چنین گفت زرتشت" رو داره. خریدیم. آهنگهای اشتراوس بود.)
یکی دو تا آب معدنی.
تازه همهاش رو هم رو هم 9000 تومن نشد.
خوب عزیز دل برادر! به جان هر کی دوست داری کمتر بنویس. یا تو چند تا تیکهی 1۵0 صفحهای بنویس. البته میل خودته. خرج کتابت رو میرن از کتابهای پسران طیف مقابل کتاب میخرن. از ما گفتن.
5- از همهی شما خوانندگان سبز سرزمین سبزمان میخواهم تا ما را یاری کنید تا همه از بهاری سبز و خرم بهرهمند شوم। هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
پینوشت: یکی از رفقا که دکترای فلسفه تطبیقی میخواند، و پایاننامهاش دربارهی نظرات پلانتینگاست، از من خواست نامه ای به پلانتینگا بفرستم و به پلانتینگا بگویم که چقدر دربارهی افکار او با فقر منبع روبهروست. پلانتینگا فرمودند: منظورتان دفیفاً چیست؟ گفتیم: منبع نداریم. فرمودند: سری کتابهای "warrant" (ورنت) بنده را دارید؟ فرمودیم: که خیر. گران است. فرمودند: آدرس بدهید برایتان میفرستم. اگر دکتر طباطبایی هم از من چنین درخواستی میکرد، باور بفرمایید مذایقه نمیکردم از دادن آدرس.
سهشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۶
Ratatouille
دوشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۶
بررسیهایی ابتدایی دربارهی شرایط انتخابات مجلس هشتم
نکتهای که پیش از همه در این بررسی باید به آن توجه کرد، این است که، انتخابات مجلس، اگر چه هرگز نمیتواند اثرگذاری و قوت انتخابات ریاست جمهوری را داشته باشد و همپای آن در تحقق ارادهی ملی در حاکمیت باشد، و تبعاً از دامنهی تغییرات گستردهای همسان انتخابات ریاستجمهوری برخوردار نیست، اما از آنجا که به هر صورت نشاندهندهی ارادهی جامعهی ملی است، میتواند تغییراتی غیرمستقیم، اما باثبات را در کل حاکمیت و اندیشهی مبنای ادارهی آن بهوجود آورد.
در این بررسی میکوشم با تکیه بر برخی آمارهای ابتدایی، عمدهترین متغیرهایی، که میتوانند بر تعیین روندی که در ادامهی این دوره از انتخابات با آن مواجه خواهیم شد، مؤثر باشند، را به صورت اجمالی و برحسب دادههای موجود، مورد مطالعه قرار دهم.
نمودار شمارهی 1، که از اطلاعات ارائه شده در سایت وزارت کشور [2] ترتیب داده شده است، نشانگر درصد مشارکت مردمی کل ایران و مقایسهی آن با استان زیستگاه من میباشد. در نگاه اول به این نمودار، شاید به نظر برسد، روند مشارکت عمومی به شکلی گسترده در حال کاهش است و با اینکه تحولی خاص در بین دورهی چهار و پنج باعث افزایش مشارکت گردیده، اما روند نزولیای که از دور دوم آغازیده است، با شیبی زیاد در حال پیشروی است. شاید نتیجه گیری این باشد، که بنابراین مسئولان نظام باید به شدت در تکاپوی مشوعیتبخشی به انتخابات با حضور گسترده در ان باشند و لذا نیاز آنها به انسداد روند کاهش مشارکت آنها را بر آن میدارد که از هر طریق ممکن (مثلا با تأیید صلاحیت نامزدهایی که میتوانند در کشاندن دستههایی که امکان بریدن انها از انتخابات وجود دارد) به این مهم دست یابند. خصوصاً که ماهیت استراتژیک تأییدصلاحیتها در این سالها بیش از پیش آشکار گردیده و نهادهای مربوطه چه در حالت تأیید و چه در حالت رد صلاحیت به آسانی میتوانند دلایلی مفصل برای تصمیم خود برشمارند.
نمودار مسائلی را نیز دربارهی استان زیستگاه من (اصفهان) نشان میدهد. مشارکت عمومی تا سال 68 بیش از میانگین سراسری و پس از آن با اختلافی چنددرصدی کمتر از میانگین سراسری است. شاید این موضوع ما را به این نتیجهگیری وادارد که بنابراین از نظر مسئولین در این استان تأییدصلاحیتها باید سبکتر از جایگاههای دیگر عمل کند تا مشارکت عمومیِ این استان را به میانگین نزدیکتر سازد.
در نمودار شمارهی 2، درصد مشارکت عمومی در انتخاباتهای مجلس خبرگان را به نمودار قبلی افزودهایم। این نتایج ما را به تحلیل دقیقتری از اوضاع رهنمون میکند। مشارکتهای استان اصفهان پس از سال 68، و با شروع دور جدید تحولات جمهوری اسلامی، همواره چند درصد، کمتر از مشارکت عمومی بوده است. نکتهی دیگری که دربارهی این نمودار میتوان اشاره کرد، روند ثباتی است که در سالهای اخیر در میزان مشارکتها پدید آمده و آن را از افراط و تفریطهای اولیه (در سالهای 61و 69) به سوی یک مسیر اعتدالی کشانده است.
این امر که نظام حاکم در ایران کنونی با حاکمیت یک بخش (یا به عبارت صریحتر یک جناح) از جامعه سازگاری بیشتری نشان میدهد و بر اصول ملتزمهی آنها توافق بیشتری دارد، شاید بر کسی پوشیده نباشد। بنابراین نمیتوان امیدوار بود که در صورت وجود راهی برای حفظ وضعیت موجود، ثباتخواهان بیمحابا تنها به بیشینگی یک متغیر (یعنی میزان مشارکت عمومی) بیندیشند।
[2] http://moi.ir/
پنجشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۶
حول و قوهی الهی بر حضور تأثیرگذار ما قرار گرفته است
اما از تغییرات عمده در اوضاع و احوال ما، اهم آنها پذیرش مقالهای در موضوع پایاننامه است، در یک کنفرانس بینالمللی که بالاخره ما را از حال لایعقل رهانیدهاست. گر چه فرمودند، چون اول ژورنالی که آن را چاپ میکند، مینویسد که این مقالات متعلق به کنفرانس هستند و حساب نمره از 19 خواهد بود، اما همین که بالاخره شر دارد از سر کم میشود، خود زیاده عافیتی است. مقالهی ما به امید خدا در ماههای آتی در مجلهی CCIS که انتشاراتِ springer آن را منتشر میکند چاپ میشود.
و اما تغییر مهم دیگر، خرید یک لپتاپ توسط خودم بود که مزایا و عادات نیکو و مبارکی به همراه آوردهاند و انشاء الله منتج به نتایج مبارکتری گردند. از احوال اولیه تنها چیزی که خیلی اینجا را تحت تأثیر قرار داده برودت بیش از جد تجمل است که هماکنون دیگر اندرونی و بیرونی نمیشناسد و همه جا را یخکش نموده است. دمای بیرون را حدود 18- گزارش نمودهاند. برودت حاصل انتخابات را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار داده است، چونان که هیچ یک از یخشکنهای مورد استفاده قرار گرفته، تا کنون نتوانسته یخ قطور این مرحله را بشکند. و اما قضای روزگار و قدر کردگار بر آن قرار گرفته است که در این انتخابات که به ضرب کاتیوشا هم نمیتوان در فرم یخ زدهی آن تغییری حاصل نمود، بنده و تنی چند از همراهان، به شدت مشغول آمادهسازی صحنه برای یک تغییر هولناک باشیم. گر چه اخبار اولیه، نشانگر یک تغییر بنیادی در مجلس آتی نیست و لیستهای ثبت نامی نیز آمادگی برای یک تغییر آشکار را نشان نمیدهد. انشاء الله در روزهای آینده، مطالبی بسیار گهربار در ین مکان درج خواهد شد، که گویای احوالات باشد.
