جمعه، دی ۲۷، ۱۳۸۷

تفتیش مطبوعات

دیشب لحظاتی از 20:30 را دیدم. البته تقریباً هر شب اگر فرصت بشود این بخش خبری را می‌بینم. مدام هم اعصابم خرد می‌شود. و من دست آخر نمی‌فهمم این چه علاقه‌ای است که من به خُرد کردن اعصاب خودم دارم.

اما کار دیشب این بخش خبری در نوع خود بی‌نظیر بود. به چند روزنامه (از جمله اعتماد ملی، آفتاب‌یزد و ایران) زنگ زده بودند که چرا شما در ده روز گذشته حوادث غزه را کمرنگ تعقیب کرده‌اید و اخبار صفحه‌ی اول‌تان به این حوادث اختصاص نداشته است؟

به‌جد، این امر یک تحول شگفت‌انگیز است که فقط می‌توانست در شرایط جاری اتفاق بیفتد. من واقعاً نمی‌دانم چه‌گونه واکنشی مناسب این رویداد است و در موردش به چه شکل باید سخن گفت.

با این همه اعمال محدودیت، که هر روز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود؛ بی‌نظیر است که یک “رسانه” را، در “رسانه‌ی ملی کشور” تفتیش عقاید کنند و به محاکمه بکشند که چرا در مورد فلان مطلب آن واکنشی که مطلوب ما بود را نشان نداده‌ای.

واقعاً اگر همین قلیل مطبوعات باقیمانده، و کسانی که در آن‌ها کار می‌کنند، دوست دارند کارشان به قول م.ف. به دیوانگی نکشد، بهتر است تا اوضاع از این حادتر نشده کار را کنار بگذارند و…و… ولا نمی‌دانم بعد از کنار گذاشتن کارشان دیگر چه‌کار باید بکنند. به‌تر است به همان دیوانگی متوسل شوند که “ج” امام صادق (ع) است.

مرتبط:

چالش صدا و سیما با روزنامه‌ها بر سر غزه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر