پنجشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۴

درباره‌ی مصاحبه‌ی دکتر سروش و فردیدی‌ها

در مورد مصاحبه‌ی اخیر دکتر سروش، من هم با این نکته موافق‌ام که نباید در مورد تأثیرگذاری فردیدی‌ها در سیاست‌های کشور بزرگ‌نمائی کرد و یک توهّم دیگر به توهّمات موجود، نزد عوام افزود. اشتباه بزرگی است، این که همه‌ی مشکلات را به اندیشه‌های این گروه ارجاع‌دهیم.
اما اگر به خاطر چیزهای دیگر هم نباشد، فقط و فقط به خاطر آن چیزهایی که در "مهندسی نرم‌افزار" به گوش‌ام خوانده‌اند، نمی‌توانم به راحتی از کنار این مسئله عبور کنم. به ما یاد داده‌اند که بیش‌ترین، عمده‌ترین و پایه‌ای‌ترین اشکالات و عوامل بروز خطا، از اندیشه‌های پایه‌ای ناشی می‌شوند که اصل و اساس و شالوده‌ی اصلی یک نظام فکری را تشکیل می‌دهند.
در مورد نظام سیاسی ما هم اساس مشکلات را باید در شالوده‌هایی که آن را پی‌ریزی کرده‌اند جست. رفع دیگر مشکلات هم گرچه مهم و تعیین‌کننده است، اما نمی‌تواند این اشکالات پایه‌ای را مرتفع سازد. به‌عکس رفع بقیه‌ی مشکلات منوط به حل اساسی این‌هاست.
به نظر من همان‌گونه که سروش می‌گوید، بنیه‌ی اصلی تفکر غالبی که سال‌هاست بر کشور ما حرف اصلی را می‌زند، همان اندیشه‌های فردید و اصحاب اوست.
از بین این مفاهیم پایه‌ای آن‌ها که مد نظر من است، مهم‌ترین‌هاشان را می‌توان "غرب‌زدگی"، "بازگشت"، "انتظار"، "امامت" و "حلیت قتل نفس" شمرد. و در بین این‌ها برای من از همه بااهمیت‌تر اندیشه‌ی "بازگشت" است. اندیشه‌ای که به دنبال خود مفهوم "علم اسلامی/علم طاغوتی" و به تبع آن "تفکر اسلامی/ تفکر طاغوتی" و "متفکر اسلامی/متفکر طاغوتی" را پدیدمی‌آورد. عامل اصلی تخریب شکل‌گیری اندیشه و نظام فکری عقلانی.

مطالب مربوط:
دکتر سروش: جریان مصباح یعنی فاشیسم / روز
فردیدهراسی دکتر سروش / مخلوق
علیه تحجر / کتابچه‌ی مهدی خلجی
سروش، مصباح، فردید / دانش، انسان، دین